Soderbergh برای دیدن تصاویر شما باید عضو سایت باشید...
تصمیم گرفته است تا دو سوم زمان فیلم به حالت فلش بک/ بازگویی داستان اختصاص پیدا کند و تنها 30 دقیقه ی پایانی در "زمان حال" می گذرد. اصل ماجرا در دوبلین اتفاق می افتد، و کل این اتفاقات بخشی از چیزهایی است که مالوری برای یک فرد نیکوکار (Michael Angarano) که موقع دعوا با آرون به کمک او می آید، تعریف می کند.
دلیلی منطقی برای انتخاب این سبک روایی وجود دارد. به کمک این سبک تمرکز داستان بر روی اتفاقات مهمی است که در بارسلونا و دوبلین افتاده اند و نیازی نیست برای ایجاد ارتباط بین آنها از ماجراهای فرعی استفاده کرد. حالا که مالوری داستان را تعریف می کند، فیلم می تواند هر جا که لازم است از نمایش ماجراها سر باز زند و از گفته های او برای پاسخ به سؤالات بهره جوید. فیلم Haywire به پشتوانه ی همین روش موفق شده است داستان خود را در چنین زمان کوتاهی روایت کند و به انجام برساند. اگر کارگردان شیوه ای عادی تر در پیش می گرفت، فیلم حداقل پانزده دقیقه طولانی تر می شد.
برای دیدن تصاویر شما باید عضو سایت باشید...
ویژگی مثبت فیلم Haywire جلوه های بصری آن است. فیلمبرداری آن مانند سایر فیلم های اکشن نیست. از آنجایی که Soderbergh شخصاً تصویربرداری فیلم هایش را انجام می دهد، لازم نیست اعتبار و تحسین حاصل از این روش را با کسی تقسیم کند. شیوه ی تصویربردای نماهای انتخاب شده بسیار متنوع و متفاوت هستند: نماهای سیاه و سفید. نماهایی با فیلترهای رنگی اشباع زدایی شده /Desaturated. فیلمبرداری از بالای سر، نماهایی که با دوربین روی شانه گرفته شده اند، نماهایی که با دوربین روی دست گرفته شده اند (این نما ها تنها در صحنه های اولیه لرزان هستند). گرچه به نظر می رسد بعضی از نماهای انتخاب شده توسط کارگردان منطق و نظم خاصی را دنبال نمی کنند، اما باقی آنها در راه دستیابی به هدفی خاص به کار گرفته شده اند. به عنوان مثال میتوان به قسمتی از فیلم اشاره کرد که مالوری در خیابان قدم برمی دارد و می خواهد از چنگال کسی که قصد کشتنش را دارد فرار کند. نماهای انتخاب شده در انتقال تنش و هیجان لازم به مخاطب موفق عمل می کنند. نمای از روبرو که پس زمینه ی تصویر را از بالای شانه ی او نشان می دهد. خطری که او را تهدید می کند از جانب مردی است که آن طرف خیابان به موازات او قدم بر می دارد؟ یا ماشینی که از کنار پیاده رو حرکت می کند؟ یا در یکی از خیابان های فرعی پنهان شده است؟ و یا اصلاً خطری در کار نیست و مالوری دچار پارانویا/ جنون ایجاد سوءظن شده است؟
برای دیدن تصاویر شما باید عضو سایت باشید...
سکانس های مبارزه طولانی و بی رحمانه هستند. مانند اکثر فیلم های تریلر اکشن، شخصیت ها زیر ضرباتی دوام می آورند که تنها موجودات فوق بشری قادر به تحمل آنها هستند. چندین بار پیش می آید که مالوری به شدت کتک می خورد اما با این وجود هنوز هم زیبایی خود را حفظ کرده است. البته تنها بعد از یک صحنه ی درگیری به خصوص، حس می کند مجبور است کبودی های صورتش را با آرایش کردن بپوشاند. گوشه ای از خلاقیت کارگردان در صحنه ی تعقیب ماشین ها در برف به چشم می خورد، و انگار سعی شده در کل فیلم ته مایه ای از شوخ طبعی هم گنجانده شود. البته خنده دارترین چیز در فیلم شیوه ی تعقیب و گریز ماشین هاست.
مانند اکثر فیلم های این چنینی، در خط داستانی Haywire هم سؤالات بی جواب و گاف هایی دیده می شود. اما نویسنده ی فیلمنامه Lem Dobbs که علاوه بر چندین کار دیگر، فیلمنامه ی فیلم های «شهر تاریک» Dark City و «سرباز انگلیسی» The Limey (به کارگردانی Soderbergh) را هم نوشته است، آنقدر به قابلیت داستان گویی خود اطمینان دارد که مطمئن باشد این گاف ها در همان لحظه به چشم مخاطب نمی آیند. فرقی نمی کند که Soderberghرا کارگردانی صاحب سبک بدانیم و یا یکی از سازندگان فیلم های تجاری سرگرم کننده، در هر صورت نمیتوان این فیلم را نشانه ی دوران اوج او دانست. اما این فیلم، یکی از فیلم های خوب اوست و همین هم کافی است. Haywire فیلم سرگرم کننده ای است و من شخصاً بدم نمی آید ببینم بعد از این چه بر سر مالوری می آید. خیلی وقت است که در فیلم های اکشن قهرمان زنی نداشته ایم که بتواند به پای الن ریپلی - شخصیت اصلی سری فیلم های «بیگانه» Alien - برسد.
مهمان گرامی برای دیدن لینک باید در پرتال ثبت نام نمایید.
منتقد : جیمز براردینلی (امتیاز 3 از 4)
مترجم : الهام بای
تهیه و ترجمه: سایت نقد فارسی
Bookmarks